درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 7: امامت، تداوم رسالت
برای رسیدن به پاسخ سؤالاتی که در ابتدای درس طرح شد، قبل از هر چیز لازم است مشخص شود که در میان مسئولیتهای پیامبر کدام یک با رحلت ایشان پایان میپذیرد و کدام یک باید ادامه یابد؟
در میان مسئولیتهای سه گانه رسول خدا (ص)، مسئولیت اوّل، یعنی دریافت و ابلاغ وحی به مردم، با ختم نبوت پایان میپذیرد و کتاب قرآن، آخرین کتاب آسمانی است و نیازی به آوردن کتاب جدیدی نیست.
امّا دو مسئولیت دیگر، یعنی «تعلیم و تبیین دین (مرجعیت دینی)» و «ولایت ظاهری» پس از ایشان چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
در این زمینه سه فرض مطرح است:
1- قرآن کریم و پیامبر اکرم در این باره سکوت کردهاند؛
2- همچون مسئولیت اوّل، پایان این دو مسئولیت را نیز اعلام نمودهاند؛
3- جانشین را تعیین نموده و دو مسئولیت «تعلیم و تبیین دین» و «ولایت ظاهری» را بر عهدهٔ وی قرار دادهاند.
- بطلان فرض اوّل روشن است؛ زیرا قرآن کریم، هدایتگر مردم در همهٔ امور زندگی است و ممکن نیست نسبت به این دو مسئولیت مهم که به شدّت در سرنوشت جامعهٔ اسلامی تأثیرگذار است بیتفاوت باشد. همچنین پیامبر اکرم (ص) آگاهترین مردم نسبت به اهمیت و جایگاه این مسئولیتهاست و نمیتواند از کنار چنین مسئلهٔ مهمی با سکوت و بیتوجهی بگذرد. در حقیقت، بیتوجهی به این مسئلهٔ بزرگ، خود دلیلی بر نقص دین اسلام است؛ و این در حالی است که دین اسلام کاملترین دین الهی است.
- فرض دوم نیز صحیح نیست؛ زیرا نیاز جامعه به حکومت و تعلیم و تبیین دین، پس از رسول خدا (ص) نه تنها از بین نرفت، بلکه افزایش هم یافت؛ زیرا گسترش اسلام در نقاط دیگر، ظهور مکاتب و فرقههای مختلف، پیدایش مسائل و مشکلات جدید اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را به دنبال داشت و نیاز به امام و رهبری که در میان انبوه افکار و عقاید، حقیقت را به مردم نشان دهد و جامعه را آن گونه که پیامبر اداره میکرد، اداره نماید، افزونتر میشد.
علاوه بر اینکه اصولاً حکومت و ادارهٔ جامعه و تعلیم و تبیین دین، امری تمام شدنی و پایان پذیر نیست و همواره جامعه نیازمند حاکم و معلمی است که بتواند راه رسول خدا را ادامه دهد و احکام اسلام را اجرا نماید.
- بنابراین، تنها فرض سوم، منطقی و قابل قبول است؛ یعنی رسول اکرم به فرمان خداوند، با تعیین جانشین، به تداوم تعلیم و تبیین دین و دوام حکومت پس از خود به شکل «امامت» فرمان داده و مانع تعطیلی این دو مسئولیت شده است.
تعیین امام
اکنون که نیاز به امام پس از رسول خدا (ص) روشن شد، این سؤال پیش میآید که چه کسی امام را معیّن و معرفی میکند و چگونه میتوان او را شناخت؟
از آنجا که امام همهٔ مسئولیتهای پیامبر اکرم (ص) جز دریافت و ابلاغ وحی را دارد، بنابراین، باید همان صفات و ویژگیهای پیامبر را نیز داشته باشد تا مردم به وی اطمینان کنند و راهنماییهای او را پذیرند. از جمله این ویژگیها «عصمت» است. البته تشخیص عصمت برای انسانها ممکن نیست؛ یعنی انسانها نمیتوانند تشخیص دهند که چه کسی معصوم است و مرتکب هیچ گناهی نمیشود. بنابراین، همان طور که پیامبر از طرف خدا معرفی و معین میشود، تنها خداوند است که میتواند فرد شایسته مقام امامت را معرفی کند و به مردم بشناساند.
با تدبر در آیات و روایات مطمئن و مسلّم نقل شده از پیامبر و مطالعهٔ تاریخ اسلام در مییابیم که خداوند، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) را به جانشینی رسول خدا و امامت بعد از ایشان منصوب فرموده و نیز امامان معصوم پس از ایشان را معرفی کرده است.
در اینجا به برخی از آیات و روایات مربوط به این مسئله میپردازیم.
1- نزول آیۀ انذار
حدود سه سال از بعثت گذشته بود که این فرمان از جانب خداوند برای پیامبر آمد:
وَ اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبینَ [سورهٔ شعراء / 214]
خویشان نزدیکت را انذار کن.
برای انجام این دستور، رسول خدا (ص) چهل نفر از بزرگان بنیهاشم را دعوت کرد و دربارهٔ اسلام با آنان سخن گفت و آنان را به دین اسلام فراخواند و از آنان برای ترویج و تبلیغ اسلام، کمک خواست؛ همهٔ مهمانان سکوت کردند و جوابی ندادند. در میان سکوت آنان، علی بن ابی طالب (ع) که در آن زمان، نوجوانی بیش نبود، برخاست و گفت:
«من یار و یاور تو خواهم بود، ای رسول خدا».
درخواست پیامبر (ص)، سه بار مطرح شد و هر بار، همه سکوت کردند و تنها علی (ع) قاطعانه اعلام آمادگی و وفاداری کرد. پس از آن، پیامبر (ص) دست آن حضرت را در دست گرفت، بیعت ایشان را پذیرفت و به مهمانان فرمود:
«همانا این، برادر من، وصیّ من و جانشین من در میان شما خواهد بود».
تفکر (صفحهٔ 85 کتاب درسی)
به نظر شما تعیین جانشین توسط پیامبر آن هم در شرایطی که ایشان هنوز موفقیتی کسب نکرده بود و حتی خویشانش نیز دعوت او را نپذیرفته بودند، چه پیامهایی در برداشت؟
با توجه به اهمیت موضوع خاتمیت و امامت، پیامبر (ص) به منظور مبارزه با کارشکنان و تثبیت خاتمیت و لزوم معرفی جانشین پس از خود پیش دستی نموده و امیرالمؤمنین علی (ع) را به جانشینی خود برگزید.
2- نزول آیۀ ولایت
در یکی از روزها، فرشتهٔ وحی از جانب خداوند آیهای بر پیامبر نازل کرد که در آن ویژگیهای ولی و سرپرست مسلمانان مشخص شده بود:
اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّٰهُ وَ رَسولُهو وَ الَّذینَ آمَنوا اَلَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعونَ [سورهٔ مائده / 55]
همانا ولیّ شما فقط خداوند و رسول او و کسانیاند که ایمان آوردهاند. همان ایمان آورندگانی که نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.
با نزول این آیه، رسول خدا (ص) دریافت که چنین واقعهای رخ داده و کسی در رکوع صدقه داده است و خداوند قصد معرفی او را دارد؛ با شتاب و در حالی که آیه را میخواند و مردم را از آن آگاه میکرد، به مسجد آمد و پرسید:
چه کسی در حال رکوع صدقه داده است؟
فقیری که انگشتری در دست داشت، به حضرت علی (ع) که در حال نماز بود، اشاره کرد و گفت: این مرد در حال رکوع، انگشتر خود را به من بخشید.
مردم که از محتوای آیه با خبر شده بودند، تکبیر گفتند و رسول خدا (ص) نیز، ستایش و سپاس خداوند را به جا آورد.
نزول این آیه در چنین شرایطی و اعلام ولایت حضرت علی (ع) از جانب رسول خدا (ص)، برای آن بود که مردم با چشم ببینند و از زبان پیامبر بشنوند تا امکان مخفی کردن آن نباشد.
دانش تکمیلی (صفحهٔ 86 کتاب درسی)
با توجه به اینکه امام علی در نماز حضور قلب داشتند، چگونه متوجه درخواست فقیر شدند؟
حضرت علی (ع) در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا و شنیدن صدای سائل و کمک به او در حال نماز، توجه به خویشتن نیست، بلکه عین توجه به خداست؛ زیرا کمک به فرد نیازمند در نماز، انجام عبادتی در ضمن عبادت است. توضیح بیشتر آن که، میان خارج کردن تیر از بدن و بخشیدن انگشتر به فقیر تفاوت بسیاری است؛ زیرا خارج کردن تیر از پا صرفاً جنبهی شخصی و جسمی دارد ولی توجه به حال بنده فقیر و محرومی که نالۀ مظلومانه سر داده و طلب کمک میکند، یک عمل خدایی است و با حضور قلب و توجه به خدا تناسب دارد. در حقیقت حضرت علی علیه السالم در نماز توجه به خود نداشت و غرق در توجه به خدا بود. اما توجه به حال بینوا، توجه به خود نیست بلکه توجه به خدا است. کمک به خلق خدا و مستمندان و فقیران، یکی از عبادات بزرگ است و با نماز که عبادت بسیار بزرگی است، در یک راستا است. بنابراین جای تعجب نیست که نالۀ سوزان آن فقیر، دلِ آگاه علی (ع) را هنگام نماز متوجه خود سازد و در ضمن آن عبادت، عبادت دیگری که هر دو برای خدا و جلب خشنودی او بوده است انجام دهد. حتی این عمل به قدری شایسته و ارزنده بود که خداوند با نزول یک آیه آن را تایید کرده و ستوده است.
3- حدیث جابر
در یکی از روزها، در مدینه، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و آیهٔ 59 سورهٔ نساء را بر ایشان خواند که قسمتی از آن چنین است:
یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اَطیعُوا اللّٰهَ وَ اَطیعُوا الرَّسولَ وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم ...
ای مؤمنان، از خدا اطاعت کنید و از رسول و ولیّ امرتان اطاعت کنید.
معمولاً وقتی آیهای نازل میشد و حکم کلی موضوعی را بیان میفرمود، یاران رسول خدا نزد ایشان میآمدند و جزئیات حکم را میپرسیدند. مثلاً وقتی که آیات نماز نازل شد، یاران ایشان میخواستند چگونگی نماز خواندن را بدانند از این رو، پیامبر اکرم به مسجد آمد و به آنان فرمود: «این گونه که من نماز میخوانم، شما هم بخوانید». آن گاه نماز خواندن را به آنان تعلیم داد. وقتی این آیه هم نازل شد، جابربن عبداللّٰه انصاری نزد رسول خدا آمد و گفت: «یا رسول اللّٰه، ما خدا و رسول او را شناختهایم. لازم است «اولی الامر» را نیز بشناسیم.»
رسول خدا فرمود:
«ای جابر، آنان جانشینان من و امامان بعد از مناند. نخستینِ آنان علی بن ابی طالب است و سپس به ترتیب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن الحسین، محمد بن علی؛ و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش میباشد که هم نام و هم کنیه من است. اوست که از نظر مردم پنهان میشود و غیبت او طولانی میگردد تا آنجا که فقط افرادی که ایمان راسخ دارند، بر عقیدهٔ به او باقی میمانند.»
ارتباط میان آیه و حدیث (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
با تفکر در آیهٔ 59 سورهٔ نساء و حدیث جابر، پیامهای زیر را تکمیل کنید.
1- مسلمانان باید از خداوند، پیامبر اکرم (ص) و اولیالامر (امامان (ع)) اطاعت کنند.
2- از آنجا که این سه اطاعت در کنار هم قرار گرفتهاند؛ سرپیچی از هر مورد حرام است.
3- از آنجا که مصداق اولیالامر (امامان (ع)) در آیه مشخص نشده، برای آگاهی مردم و اشتباه نکردن آنها لازم است که رسول خدا ایشان را به عموم مردم معرفی نماید.
4- بنا بر سخن پیامبر اکرم کسانی که مصداق ولیّ امر (اولیالامر) هستند، عبارتاند از:
1- علی بن ابیطالب 2- حسین بن علی 3- حسین بن علی 4- علی بن الحسین 5- محمد بن علی 6- جعفر بن محمد 7- موسی بن جعغر 8- علی بن موسی 9- محمد بن علی 10- علی بن محمد 11- حسین بن علی 12- مهدی موعود (ع).
4- حدیث ثقلین
پیامبر اکرم (ص) به طور مکرر، از جمله در روزهای آخر عمر خود، میفرمود:
انّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ: کِتابَ اللِّٰهِ وَ عِترَتی اَهلَ بَیتی ما اِن تَمَسَّکتُم بِهِما لَن تَضِلّوا اَبَدًا وَ اِنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّیٰ یَِردا عَلَیَّ الحَوضَ
من در میان شما دو چیز گران بها میگذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را. اگر به این دو تمسک جویید هرگز گمراه نمیشوید و این دو هیچ گاه از هم جدا نمیشوند تا اینکه کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
تفکر در حدیث (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
با تفکر در این حدیث، این پیامها استخراج میشود:
1- همان طور که قرآن و پیامبر از هم جدا نمیشوند، قرآن و اهل بیت نیز همواره با هماند.
2- همان طور که قرآن همیشگی است، وجود معصوم نیز در کنار آن همیشگی است.
3- در صورتی مسلمانان گمراه نمیشوند که در تمام کلیات و جزئیات زندگی از قرآن کریم و عترت (اهل بیت) پیامبر سود جسته و از آنها جدا نشوند.
4- نمیتوان برای هدایت و سعادت اخروی، فقط از یکی از دو یادگار پیامبر پیروی کرد؛ بلکه باید از هر دوی انها و در کنار هم سود برد.
5- حدیث منزلت
وقتی خداوند حضرت موسی را مأمور مبارزه با فرعون کرد، آن حضرت از خداوند خواست که برادرش هارون را مشاور، پشتیبان و شریک در امر هدایت مردم قرار دهد. خداوند نیز درخواست حضرت موسی را پذیرفت و او را مشاور و وزیر وی قرار داد. پیامبر اکرم نیز بارها به حضرت علی فرمود:
اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسیٰ اِلّا اَنَّهو لانَِبیَّ بَعدی
تو برای من به مانند هارون برای موسی هستی؛ جز اینکه بعد از من پیامبری نیست.
6- حدیث غدیر
پیامبر گرامی اسلام در سال دهم هجرت عازم مکه شد تا فریضهٔ حج را به جا آورد. این حج که در آخرین سال زندگی ایشان برگزار شد، به «حَجَّة البلاغ» و «حَجَّة الوداع» مشهور است. در این حج، هزاران نفر شرکت کرده بودند، تا روش انجام دادن اعمال حج را از رسول خدا فراگیرند و حج را با ایشان به جا آورند. پس از برگزاری حج و در مسیر بازگشت به مدینه، در روز هجدهم ماه ذی الحجّة، در محلی به نام غدیر خم این آیه نازل شد:
یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهو وَ اللّٰهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللّٰهَ لا یَهدِی القَومَ الکافِرینَ.
ای رسول، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده برسان، و اگر چنین نکنی، رسالتش را ادا نکردهای و خداوند تو را از مردمان حفظ میکند؛ خداوند، کافران را هدایت نمیکند.
تدبّر در قرآن (صفحهٔ 89 کتاب درسی)
در آیهٔ بالا، تدبر کنید و به سؤالهای زیر پاسخ دهید.
1- خداوند چه فرمانی به پیامبر میدهد؟ خداوند به پیامبر دستور میدهد آنچه را از خدا دریافت کرده به گوش مردم برساند.
2- اهمیت این فرمان چقدر است؟ این فرمان به قدری اهمیت دارد که عدم بیان آن برابر با انجام ندادن رسالت پیامبر (ص) است.
3- چرا خداوند به پیامبر اکرم وعده میدهد که او را حفظ خواهد کرد؟
زیرا حکم این آیه امر مهمی است که در تبلیغ آن بیم خطر، یا بر جان رسول خدا (ص) و یا بر پیشرفت دینش وجود دارد؛ زیرا این بیم وجود دارد که مردم ممکن است آن حضرت را متهم کنند که به نفع خود قانون و شریعتی را وضع کرده است و در نتیجه خود مسلمین و نه کفار و بت پرستان و اهل کتاب، بنیان دین متلاشی سازند.
بعد از نزول این آیه، پیامبر اکرم دستور داد همه توقف کنند تا بازماندگان برسند و آنان که پیش رفتهاند، برگردند. ظهر شده بود؛ ابتدا نماز را به جا آوردند و سپس، پیامبر در یک سخنرانی مهم و مفصل با مردم سخن گفت و آنان را برای دریافت آن پیام بزرگ آماده کرد. آن حضرت در قسمتی از سخنرانی از مردم پرسید:
اَیُّهَا النّاسُ مَن اَولَی النّاسِ بالمُؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم
ای مردم، چه کسی به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؟
گفتند: خدا و پیامبرش بر ما ولایت و سرپرستی دارند.
سپس فرمود:
مَن کُنتُ مَولاهُ فَهٰذا عَِلیٌّ مَولاهُ
هر کس که من ولیّ و سرپرست اویم، علی نیز ولیّ و سرپرست اوست.
و این جمله را سه بار تکرار کرد.
در پایان سخنرانی نیز از حاضران خواست که مطالب گفته شده را به غایبان برسانند. پس از آن، مردم برای عرض تبریک و شادباش به سوی امام آمدند و با وی بیعت کردند.
تفکر در حدیث (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
دربارهٔ واقعهٔ بزرگ غدیر بیندیشید و به سؤالهای زیر پاسخ دهید:
الف) چرا مراسم غدیر همزمان با بزرگترین اجتماع مسلمانان برگزار شد؟
زیرا در اجتماع یکصد و بیست هزار نفره (حَجَّۀ الوداع) تعداد به قدری بالاست که دیگر کسی نمیتواند این اتفاق و این حدیث را زیر سوال ببرد و همین عامل باعث شده که این حدیث از جهات معنوی و لفظی قویترین حدیث در میان شیعه و اهل سنت باشد.
ب) چرا خداوند انجام ندادن این مأموریت را مساوی با عدم انجام رسالت اعلام کرد؟
با توجه به اهمیت مسئله ولایت و ادامۀ مسیر پیامبر (ص) اگر این مأموریت انجام نگیرد تمام زحمات مربوط به رسالت پیامبر از بین رفته و نابود میشود.
ج) تبریک و تهنیت مردم به حضرت علی پس از پایان مراسم، نشانه چیست؟
نشانۀ زعامت و خلافت و رهبری امت است که تا آن روز به طور رسمی ابلاغ نشده بود، چرا که محبت و دوستی چیز تازهای نبود تا به خاطر آن یکصد و بیست هزار نفر تا نماز مغرب مشغول تبریک به آن حضرت شوند.
د) چرا کلمه «مولی» در حدیث غدیر به معنای سرپرست است، نه دوست؟
الف) ماده مولی (بر وزن مفعل) به این معنا است به شهادت کتب لغت:
لغت شناسان و کتابهای برجسته و ممتاز لغت، کلمه ولایت را به معنای سرپرستی، عهدهداری امور، سلطه، استیلا، رهبری و زمامداری معنا کردهاند. در این جا معنای این کلمه را با برخی از مشتقاتش فقط از کتابهای لغت اهل سنت برایتان نقل میکنیم:
- راغب اصفهانی مینویسد: «وِلایت یعنی، یاری کردن. و وَلایت یعنی، زمامداری و سرپرستی امور و گفته شده است که ولایت و ولایت مانند دِلالت و دَلالت است و حقیقت آن «سرپرستی» است. ولی و مولی نیز در همین معنا به کار میرود».
- ابن اثیر مینویسد: «ولیّ یعنی، یاور. و هر کس امری را بر عهده گیرد، «مولی و ولیّ آن است». سپس خودش میگوید: «و از همین قبیل است حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه». و سخن عمر که به علی (ع) گفت: «تو مولای هر مؤمنی شدی» یعنی، «ولی مؤمنان گشتی».
- صاحب صحاح اللغة مینویسد: «هر کس سرپرستی امور کسی را به عهده گیرد ولی او است».
- صاحب مقاییس مینویسد: «هر کس زمام امر دیگری را به عهده گیرد «ولیّ او است».
اکنون با این گفتههای مصرّح ارباب لغت، چگونه میتوان من کنت مولاه فعلی مولاه را به «دوستی» صرف معنا کرد و سرپرستی اجتماعی و زمامداری را از آن جدا ساخت؟ مگر نه این است که «ابن اثیر» لغتشناس معروف عرب و سنی، خودش تصریح میکند که کلمه «مولی» در روایت من کنت مولاه فعلیّ مولاه از زبان پیامبر (ص) و در گفتار عمر در همین معنا به کار رفته است؟
ب) قرائن داخلی این حدیث بر معنای مذکور دلالت دارد: مانند صدر حدیث که حضرت رسول فرمود: الست اولی بکم من انفسکم.
و هم چنین در ذیل روایت حضرت میفرماید: «الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة» و مردم را به بیعت با حضرت علی دعوت میکند و مردم با آن حضرت بیعت کرده به او تبریک میگویند.
و بدیهی است که معنای «دوستی» و «دوست داشتن» با این ذیل سازگار نیست، زیرا معنایش این است که مردم به علی (ع) چنین تبریک میگویند: «به تو تبریک میگوییم که محبوب همه مومنان هستی».
ج) موقعیت و وضعیت واقعه غدیر فقط با این معنا سازگار است.
د) عکسالعمل حاضران در واقعه و بیعت با آن حضرت در همان مجلس شاهد همین معنا است.
ه) اشعار شعرای آن زمان که این حدیث را به نظم کشیدهاند بر همین معنا مبتنی است.
از آنجا که دلالت حدیث غدیر بر معنای سرپرستی به دلیل شواهد فوق روشن و واضح است، اگر قرینهای بخواهد معنای این حدیث را از ظاهرش تغییر دهد، باید هم اصل وقوع آن و هم چگونگی دلالت بر معنای مقصودش با ادله معتبر ثابت شود، در حالی که این قرینه نه سندی دارد و نه میتواند دلالت بر مقصود داشته باشد.
سخنان پیامبر (ص) در این واقعه از جهت سلسلهٔ راویان حدیث، چنان محکم است که شاید کمتر حدیثی مانند آن وجود داشته باشد. صد و ده نفر از اصحاب پیامبر که در غدیر حاضر بودهاند، آن را بیهیچ واسطهای از پیامبر نقل کردهاند. دانشمندان و تاریخنویسان و مفسران بزرگ جهان اسلام نیز این واقعه را با مدارک زیاد در کتابهای خود آوردهاند که نام 350نفر از آنها در کتاب «الغدیر» آمده است.
اگرچه تا سالها بعد از رحلت پیامبر، زمامداری مسلمانان به امام علی (ع) نرسید و واقعه عظیم غدیر نادیده گرفته شد، اما چگونگی برگزاری این مراسم و سخنان رسول خدا (ص) روشنگر بسیاری از اتفاقات پس از ایشان است.
عصمت ائمهٔ اطهار
از آنجا که امام علی (ع) و دیگر امامان (ع) دو مسئولیت رهبری و مرجعیت دینی مسلمانان را پس از رسول خدا (ص) بر عهده دارند، ضروری است که آنان نیز مصون از گناه و خطا باشند. چنان که توضیح داده شد، ضرورت داشتن این ویژگی، یکی از دلایل معرفی امام از جانب خداست.
در آیاتی از قرآن کریم و سخنان رسول خدا به این مسئله اشاره شده است. یکی از آنها نزول آیهٔ تطهیر است.
اُمّ سَلَمه، همسر رسول خدا (ص) میگوید: روزی ایشان در خانه استراحت میکرد که دختر بزرگوارش فاطمه زهرا (س) وارد شد و سلام کرد. پیامبر (ص) پاسخ داد و ایشان را به کنار خود دعوت کرد. پس از وی حضرت علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) آمدند. رسول خدا (ص) آنان را نیز در کنار خود جای داد. آنگاه برای آنان این گونه دعا کرد و فرمود:
«خدایا! اینان اهل بیت مناند؛ آنان را از هر پلیدی و ناپاکی حفظ کن»
در همین زمان فرشته وحی آمد و آیهٔ تطهیر را قرائت کرد.
اِنَّما یُریدُ اللّٰهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا
همانا خدا اراده کرده که دور گرداند از شما اهل بیت پلیدی و ناپاکی را و شما را کاملاً پاک و طاهر قرار دهد.
با تفکر در این آیه در مییابیم که:
1- این آیه، تعداد خاصی از خانوادهٔ پیامبر را در بر میگیرد که مقام عصمت دارند؛ یعنی در اینجا افراد خاصی از اهل بیت مورد نظر است و شامل سایر بستگان پیامبر نمیشود.
2- چون این تعداد خاص معصوماند، سخن و عمل آنان، مطابق با دین و بیان کنندهٔ دستورات الهی است.
پیامبر اکرم برای آگاهی مردم از این موضوع، مدتها هر روز صبح، هنگام رفتن به مسجد از در خانه حضرت فاطمه (س) میگذشت و اهل خانه را «اهل بیت» صدا میزد و آیهٔ تطهیر را میخواند.
تذکر: از آنجا که در زمان نزول این آیه از میان اهل بیت فقط امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین حضور داشتند، در این واقعه تنها نام این چهار بزرگوار ذکر شده است. در سخنان دیگر پیامبر (ص)، امامان بعدی هم جزء اهل بیت شمرده شدهاند.
نتیجه گیری
با بررسی این آیات و احادیثی که گفته شد، روشن میشود:
الف) پیامبر اکرم با هدایت و راهنمایی خداوند، حضرت علی و یازده فرزند ایشان را به جانشینی خود معرفی کرده است و آنان عهده دار مسئولیت امامتاند.
ب) لازمهٔ این مرتبه از جانشینی، علم کامل و عصمت از گناه و اشتباه است؛ همان گونه که رسول خدا این دو ویژگی را دارا بود.
ج) حضرت فاطمهٔ زهرا جزء اهل بیت است و اگرچه عهده دار امامت نبوده، اما علم و عصمت کامل دارد و پیروی از کلام و رفتار وی بر همهٔ مسلمانان واجب و سرچشمهٔ هدایت و رستگاری است.